The Young Girls of Rochefort, 1967.
cherry valley forever
Lint Roller? I Barely Know Her
Jules of Nature
I'd rather be in outer space 🛸
official daine visual archive
Misplaced Lens Cap
hello vonnie

pixel skylines
Sweet Seals For You, Always
NASA

will byers stan first human second
Today's Document
🪼

gracie abrams
art blog(derogatory)
Xuebing Du

seen from United Kingdom

seen from Malaysia
seen from Switzerland

seen from United Kingdom
seen from United States

seen from Türkiye
seen from Vietnam

seen from Germany

seen from United States

seen from Türkiye
seen from United States

seen from United States

seen from United States
seen from Ecuador

seen from United States

seen from France

seen from United States
seen from Netherlands

seen from Netherlands
seen from Netherlands
@uholympuswouldbethatway
The Young Girls of Rochefort, 1967.

Anya is live and ready to show you everything. Watch her strip, dance, and perform exclusive shows just for you. Interact in real-time and make your fantasies come true.
Free to watch • No registration required • HD streaming
The Umbrellas of Cherbourg, 1964.
Full Moon in Paris, 1984.
19-year-old Pattie Boyd serenaded by the band, “A Hard Day’s Night”, 1964.
sound_of_people_gossiping_in_amoozeshe_daneshkade_fades_in_telephones_ringing_
and_fake_laughs_while_youre_waiting_anxiously_in_another_room_for_your_trial.wav

Anya is live and ready to show you everything. Watch her strip, dance, and perform exclusive shows just for you. Interact in real-time and make your fantasies come true.
Free to watch • No registration required • HD streaming
Keaton Henson, “Live from the Sanctuary”, 3.12.2020.
سوم دسامبر ۲۰۲۰ رفتم موهام رو شستم و بهترین لباسهایی که داشتم رو پوشیدم و لاک زدم -سیاه- و بعد از هزار سال انگشتر دستم کردم و چای به و بهلیمو دم کردم و نشستم تو تاریکی اتاق با تکتک قطعههایی که کیتن مینواخت در دل گریه کردم، با مگنولیایی که برای بار اول میشنیدمش بیشتر. قبل از خواب به پویان تکست دادم که «بیا؛ اصلِ مگنولیا رو یافتم» و انقدر شنیدمش که بیهوش.
ماجرا همین ه. بچهسوسمارها توی فاضلاب رشد میکنن و یه روز میبینی دیگه واقعن بوی گند برداشته شهر رو، بی که بخوای. خشم و کثافت بیمورد و بیدلیل و بیموقع فواره میزنه بالا و همهجا رو میگیره و خودت هم نمیدونی چی شد که اینجور. هیچکس نمیدونه اون همه خشم و سوسمار این همه مدت کجا بودهن که حدس نزدین وجودشون رو.
گوگلمپ رو باز میکنم تو خیابونهای مونپلیه میچرخم درمورد زندگیای که ندارم خیال میبافم. ازش میپرسم تو کدوم کافه نشسته چرت میزنه منتظرِ موعد قطارش ه؟ خونهی جدیدش کجا ست؟ دانشگاه چی؟ تو نوار باریک بغل صفحه اسم و آدرس جاها رو سرچ میکنم تماشا میکنم که آدمهای خیابون با شلوارک و بلوز نخیشون تو قدمزدن ابدیشون منجمد شدهن و چهرههاشون محو شده. درِ ساختمونها رو تماشا میکنم. درِ خونهش رو. تو خیابون اصلی میگردم میبینم پنجرهش به دیوار کوتاهی باز میشه که با شاخههای یه جور گیاه روندهی -لابد-رطوبتپسند پوشونده شده. رطوبت خنکشون رو از فاصلهی خیلی نزدیک نفس میکشم. کافهای که توش نشسته یکی از این فضاهای کار اشتراکی داره که چند سال ه تو کافههای تهران هم اومده؛ میزهای درازی که صندلیهای شکل هم دوطرفش صف کشیدهن و جابهجا پریز برق داره برای مکبوکهای جوانان. چراغهاش تو روز هم روشن. صدای وزوز تهویه رو میشنوم. وسایلم رو جمع میکنم لپتاپ رو از برق میکشم چاییم رو حساب میکنم برمیگردم خونه، درِ سنگین قهوهای-قرمز رو هل میدم باز میکنم.
از مانیتور میآم بیرون. اینجا همهچیزعادی و کسالتبار ه. یک جمعهی تابستونی رقتانگیز.
Jacques Henri Lartigue, “Bibi Lartigue in Rouzat”, 1921.

Anya is live and ready to show you everything. Watch her strip, dance, and perform exclusive shows just for you. Interact in real-time and make your fantasies come true.
Free to watch • No registration required • HD streaming
شبیهِ اون روباه قرمز که از ناکجا میافته پهلوی این خوابزدهی بیخبر.
Shaun Tan, “Fox”, 2018.
دلم میخواست همیشه، و هنوز هم میخواد، که کلمه پیدا کنم برای وصف احساساتم نسبت به این آهنگ. نمیشه ولی. بوی تابستون میده و بوی همهی سالهای نوجوونی (انگار که اسملز لایک تین اسپیریت، هههه) و اون طعم شوری-تلخیِ اشک رو دوباره و چندباره نوک زبونم احساس میکنم، انگار اشکها از رو مژهها لغزیدهن اومدهن پایینتر و رو گونهها خط انداختهن و سُر خوردهن اومدهن تا حوالیِ دهن و عین قورباغهای که زبون میکشه تا طعمهش رو بگیره، وسط گریه به این فکر کردهم که «یعنی شوریِ اشک دقیقن چه مزهای میده؟» و زبونم رو آوردهم بیرون اشکهای دمِ در رو چشیدهم و باز از تلخیِ تهمزهش تعجب کردهم و از تصور قیافهم در اون لحظه، سرخ و پفآلود و اندوهگین و دلتنگ و با همهی اینها زبون-بیرون-از-دهن و کنجکاو، خندهم گرفته وسطِ زاری.
«استخونهای تو» برام تجسّدِ همچین تصویری ه، بدون این که هرگز باهاش گریسته باشم. اونجایی که زاری و دلتنگی و اندوه اوج میگیره و همینجور بیاختیار اشکها میریزن بدون این که حتا دلیل گریه درست یادت باشه؛ اونجایی که اشکها بند میآن و گره میخورن به خندهی بیربط؛ اون ملودی سامرتایم که چسبیده تهِ آهنگ و معلوم نیست با چه سازی.
از پلیلیست هیجدهسالگی یافتمش اولین بار و هنوز یاد عشقها و رابطهها و دوستیهای هیجدهسالگی (هم) میافتم باهاش،
And it’s you and it’s May and we’re sleeping through the day and I’m five years ago and three thousand miles away, chon ke.
Michael Crouser, “Girl and Tree”, 2001.
– “Dracula”, Bram Stoker.
The “sometimes I hold stuff like this and pretend I’m a giant” quote from Chandler Bing sounds unrelated to the picture above, but it really isn’t.

Anya is live and ready to show you everything. Watch her strip, dance, and perform exclusive shows just for you. Interact in real-time and make your fantasies come true.
Free to watch • No registration required • HD streaming
از پرسونای توییتری آقای سرهرمس مارانا دلِ خوشی ندارم (از پرسونای توییتریِ هیچکس و هیچچیز دلِ خوشی ندارم، درواقع) و از اون دورانی که بکوب وبلاگ میخوندم و مینوشتم گذشته و لابد از سنّم هم، ولی حرفِ قشنگی میزنن. ایشون که نه البته، آقای کوندرایی که هنوز کتابش رو نخوندهم و قرار ه که روزی بخونم. به عنوان اولین پست تاملر و سرلوحهی اعمال و الصاق تمثال امام علی بر دیوار میوهفروشی، ارسال اسکرینشاتِ این پست به نظر بهجا میاد ولی.