هویت سازی بر اساس نامی که مبتنی بر کینه بود
PART 2
اکنون بهتر است یک جمع بندی داشته باشیم
پرده اول
گذاشتن یک نام باردار و البته منفی روی یک بخش از دو بخشی که تصاحب کرده بود
پرده دوم
کوچکتر کردن بخش دوم
پرده سوم
به تاخیر انداختن سروسامان دادن به بخش کوچکتر
.
⚠️قبل از ادامه بیاید در مورد پذیرش نامی چنین بار دار کمی بیشتر بدانیم⚠️
.
یهودیان انتظار داشتند نام رسمی "یهودا" یا "صهیون" انتخاب شود یعنی همام نامی که قبل از تغییر توسط رومییان داشت اما بریتانیا با استناد به سنت تاریخی، بر "فلسطین" اصرار کرد یعنی نامی که رومییان با آن نیت گذاشتن
.
در آن زمان، ساکنان عرب منطقه خود را "سوریهای جنوبی" میدانستند و به حکومت عربی در دمشق وفادار بودند. تنها پس از شکست حکومت عربی دمشق توسط فرانسه در ژوئیه ۱۹۲۰، رهبران عرب آن منطقه به تدریج به سمت تشکیل یک هویت مستقل "فلسطینی" حرکت کردند آنها متوجه شدن که باید هویتی مستقل از سوریه بسازند تا بتوانند حال که زورشان به قیومیت فرانسه نمیرسد چراکه زبان گفتگویش جنگ است ، در برابر قیمومیت بریتانیا و مهاجرت یهودیان ایستادگی کنند
در دسامبر ۱۹۲۰، سومین کنگره ملی فلسطین رسماً اعلام کرد که نام "فلسطین" را به عنوان یک سرزمین عربی میپذیرند، اما با هرگونه تلاش برای تبدیل آن به "وطن یهودی" مخالفند
.
ده سال بعد
.
مفتی بیتالمقدس، امین الحسینی، در دهه ۱۹۳۰ به صراحت گفت
"ما از نام فلسطین استقبال میکنیم، چون این نام به ما هویتی مستقل از سوریه میدهد، اما هرگز نمیگذاریم این نام به معنای یهودیسازی آن باشد"
.
شش سال بعدتر
.
با شورش بزرگ عربها در ۱۹۳۶-۱۹۳۹، این هویت کاملاً شکل گرفت و شعار "فلسطین برای عربها" سر داده شد
.
جالب است بدانید: تا سال ۱۹۴۸، حتی رهبران عرب مانند امین الحسینی (مفتی بیتالمقدس) به وضوح میگفتند
"هیچ سرزمینی به نام فلسطین وجود ندارد، این بخشی از سوریه است"
اما پس از شکست عربها در جنگ ۱۹۴۸، این هویت به شدت تقویت شد و به ستون خیمه مقاومت تبدیل گشت
برخی از روشنفکران عرب در آن دوره (مانند طارق السویدان) استدلال میکردند که
نام "فلسطین" برگرفته از فلیسطیهای باستانی
(Philistines)
است که در کتاب مقدس نیز به عنوان ساکنان اصلی ساحل جنوبی شناخته میشوند
بنابراین، این نام قدمتی پیشتر از نام "اسرائیل" دارد و رومیان آن را از خودشان اختراع نکردند، بلکه از نامی کهن استفاده کردند
پس اگر قرار باشد بر اساس قدمت نام عمل کنیم، "فلسطین" بر "اسرائیل" برتری دارد
.
همانطور که قبلا گفتم
یهودیان انتظار داشتند نام رسمی "یهودا" یا "صهیون" انتخاب شود. اما بریتانیا با استناد به سنت تاریخی، بر "فلسطین" اصرار کرد
.
یهودیان استادند در اینکه از هر تهدیدی که به زیان خود میبیند با هوشمندی آن را به فرصتی برای نفع بردن خود تبدیل کنند
این استادی را تا پایان این مقاله حس خواهید کرد
آنها که میدین زورشان فعلا به بریتانیا نمیرسد رویکرد جالبی برای این نامگذاری در پیش گرفتن
یهودیان با تبلیغات این نامگذاری را یک پیروزی تفسیر کردند، زیرا
این نخستین باری بود که قدرت بزرگ جهانی (بریتانیا) رسماً وجود یک واحد سیاسی تحت عنوان "فلسطین" را تأیید میکرد
صهیونیستها استدلال میکردند که
هادریان در سال ۱۳۵ میلادی، برای تنبیه یهودیان پس از شورش بار کوخبا، نام "یهودا" را به "سوریه فلسطین" تغییر داد تا ارتباط یهودیان با سرزمینشان را قطع کند
بنابراین، نام "فلسطین" در واقع گواهی تاریخی بر حضور یهودیان در این سرزمین است، چون رومیان برای محو کردن یک هویت یهودی، مجبور شدند نام آن را عوض کنند
یهودیان میگفتن : ما از نام 'فلسطین' استقبال میکنیم، چون این نام در دل خود، خاطره سرزمین اسرائیل را حمل میکند رومیان این نام را بر ما تحمیل کردند تا ما را فراموش کنید، اما ما با پذیرش آن، ثابت میکنیم که فراموش نشدهایم
.
پس استقبال آنها یک بازی سیاسی هوشمندانه بود، نه پذیرش هویت فلسطینی. آنها میخواستند بگویند: حتی نام دشمنان کهن (فلیسطیها) هم نمیتواند ما را از این سرزمین جدا کند
برای یهودیان آن دوره، دشمن اصلی، مخالفان انگلیسی (وزارت خارجه که طرفدار اعراب بود) و ناسیونالیسم عربی بودند
از نگاه آنها، بریتانیا با این نامگذاری، پای خود را به رسمیت شناختن حق یهودیان بر این سرزمین باز کرده بود و این مهمترین دستاورد بود
هدف نهایی آنها اعلام یک دولت یهودی با نام "اسرائیل" بود و "فلسطین" را تنها یک نام موقت در دوران قیمومیت میدانستند
.
ماجرای دو اسم بر روی تمبر
1920 – 1948
Mandate Palestine stamps 1920
دقیقاً به خاطر همین حساسیت، یهودیان بر سر نام تمبرها به شدت با بریتانیا درگیر شدند آنها میخواستند نام عبری
"Eretz Yisrael"
(سرزمین اسرائیل)
را در کنار "فلسطین" بیاورند
بریتانیا با این ترکیب مخالفت کرد، اما یهودیان با حیلهای سیاسی، اصرار کردند که در عبری، حروف اول این عبارت
(א״י)
در کنار "فلسطین" درج شود بدین ترتیب، هر تمبر یادآور این بود که فلسطین، همان سرزمین اسرائیل است
.
متن سهزبانه روی تمبرها، نام سرزمین به سه زبان رسمی قیمومت درج شده است
انگلیسی
"PALESTINE"
عربی
فلسطين
عبری
פלשתינה (א״י)
که در آن حروف اول
א״י
مخفف عبارت
"Eretz Yisrael"
(سرزمین اسرائیل)
است
این درج نام در عبری، که برخلاف میل مقامات بریتانیایی بود، یک پیروزی دیپلماتیک برای یهودیان محسوب میشد
آنها با این کار، هویت تاریخی خود را بر روی یک سند رسمی بینالمللی حک کردند
در مقابل، اعراب این اقدام را تلاشی برای یهودیسازی سرزمین میدانستند
ـ.ـ.ـ.ـ.ـ.ـ.ـ.ـ.ـ.ـ.ـ.ـ.ـ.ـ.ـ.ـ.ـ.ـ
⭐️فرق روایتگر با تحلیلگر⭐️
یک تحلیلگر کارش فقط این نیست تاریخ را روایت کند او باید ما بین خطوط را هم بازگو کند
این جا یک دوراهی شکل میگیرد
فرق تئوری توطئه و توهم توطئه
تئورسین های توطئه برای گفته های خود شواهد را ارائه میدهند اما سند ندارن
در مقابل متوهمین توطئه نه سند دارن و نه شواهد ارائه میدهند بلکه گفته هایشان روی تصورات و مثال ها استوار است مثالهایی که باید ثابت کرد نامتجانس میباشد
ـ.ـ.ـ.ـ.ـ.ـ.ـ.ـ.ـ.ـ.ـ.ـ.ـ.ـ.ـ.ـ.ـ.ـ
هویت سازی
چینن نامی احتیاج به زمان دارد تا تبدیل به هویت یک شخص و یک مکان شود چنانکه بعد از 50سال طرف خودش را کاملا فلسطینی احساس کن ، طرف مقابل هم او را فلسطینی بداند تا جایی که همه دنیا آنها را فلسطینی بدانند
اینجاست که پرده اول و سوم انگلیس که در بالا گفتم توجیه پذیر میشود
.
آیا اجرا این پرده ها عملا و نه روی کاغذ نتیجه و بازخوردی هم داشت
بله شواهد تاریخی موجود است
.
پس از شکست اعراب در جنگ ۱۹۶۷ (جنگ شش روزه)، موج جدیدی از آوارگان فلسطینی به اردن وارد شدند و جمعیت آنها به حدود دو میلیون نفر رسید
سازمان آزادی بخش فلسطین (ساف) به رهبری یاسر عرفات نیز پایگاه خود را به اردن منتقل کرد
با افزایش توان نظامی ساف، آنها عملاً به "دولتی درون دولت" تبدیل شدند و این نگرانی را در اردن ایجاد کردند که قصد دارند حاکمیت پادشاهی هاشمی را زیر سوال ببرند
ارتش اردن در ۱۷ سپتامبر ۱۹۷۰ عملیات گستردهای را علیه مواضع ساف در شهرهای اصلی از جمله پایتخت، امان آغاز کرد
خشونت اصلی در یک دوره ۱۰ روزه (۱۶ یا ۱۷ تا ۲۷ سپتامبر) رخ داد
در این مدت کوتاه، تخمین زده میشود بین ۴,۰۰۰ تا ۱۰,۰۰۰ نفر، که بیشتر آنها فلسطینی و غیرنظامی بودند، کشته شدند
.
توجه کردین عرب، عرب را کشت ، مسلمان، مسلمان را کشت ، همه دنیا هم تیتر زدن اردنی و فلسطینی همدیگر را کشتند
اما در اصل و پنجاه سال قبل این ور رودی و اون ور رودی بودن ، اشتباه نکنید مردمان این تیکه خیلی بهم چه از بابت جغرافییایی و چه از بابت خلق و خو نزدیک بودن ، در نقشه نگاه کنید این موضوع خیلی فرق دارد با عرب های قسمت های دور تری چون سوریه و عراق یا این خاندان و قبیله با اون خاندان و قبیله
بعد چه شد
یاسر عرفات و صدها هزار نفر از نیروهای ساف مجبور به ترک اردن شدند و پایگاه خود را به جنوب لبنان منتقل کردند
همان لبنانی که داشت لنگان لنگان درشکه خود را جلو میبرد و برخلاف فشار عرب های مسلمان داخل و خارج از کشورش ، هوشمندانه در جنگ شش روزه با اسرائيل وارد نشد و بدین طریق از قافله شکست اعراب دور مانده بود وقتی با این جمعیت مهاجر روبرو شد یکدفعه توازن قدرت بین مسیحی و مسلمون که در تصمیم گیری های کشور لحاظ میشدن را از دست داد تا همه چیز بهم بخورد و وارد دوران سیاه تاریخ خود بشود
از جنگ داخلی تا نفوذ گسترده سوریه بگیر بیا تا اشغال توسط اسرائيل و سیطره کامل جمهوری اسلامی ایران بعد ها در آن
.
لبنان از آن روز به بعد دیگر روی آرامش ندید
ـ.ـ.ـ.ـ.ـ.ـ.ـ.ـ.ـ.ـ.ـ.ـ.ـ.ـ.ـ.ـ.ـ.ـ
یادتان باشد این هویت سازی بلند مدت مصادف بود با کوچک کردن زمین در ابتدا، همان پرده دوم از نمایشنامه
قبلا توضیح دادم اگر انگلستان، کشور واحدی که رودی از میانش میگذرد را به هاشمیان میداد یعنی چیزی حدود ۱۱۸,۰۰۰ کیلومتر مربع، سهم حدوداً ۱۵,۳۰۰ کیلومتر مربعی با نام کشور اسرائيل به چشم نمیآمد و قابل پذیرش بود
درصدها را که ملاحظه کردین
.
اما وقتی دوبار کوچک کنی و بعد سالها به حال خودش رها کنی مطمئنن در آن کوچک شد بذر کینه و تربیت ضدیت رشد میکند که وقتی همراه بشود با فشار مهاجرت های گسترده یهودیان و ساکن شدن های غیر کارشناسانه، تنش زا خواهد بود
.
در آخر هم نه با تقسیم توسط قدرت بالا دستی که خودت هستی بلکه پیشنهاد از طرف یک سازمان که تقسیمش حالا دیگر نه توازن دارد چون قبلا کوچک کردی تا آنچه به یهودیان میرسد درصدش زیاد جلوه کند نه مرزهای منسجمی دارد چون قبلا در این بد کوچک شده مهاجرت ها و ساکن شدن ها پراکنده بوده ، حال که رها کنی و بروی صد در صد خواهان جنگ میان آن دو مدعی هستی
.
بله درگیری از روز ۳۰ نوامبر ۱۹۴۷ (یک روز پس از تصویب طرح پیشنهادی تقسیم فلسطین توسط سازمان ملل) آغاز و تا روز خروج بریتانیا (۱۴ مه ۱۹۴۸) ادامه یافت
تنها تا ۹ آوریل ۱۹۴۸ (چهار ماه قبل از خروج)، درگیریها منجر به کشته شدن ۸۹۵ یهودی و ۹۹۱ عرب شد
بین خروج بریتانیا (۱۴ مه ۱۹۴۸) و قبل از آن، ما یک جنگ داخلی ۵/۵ ماهه را داریم که از دسامبر ۱۹۴۷ آغاز شد و طی آن دهها عملیات نظامی بزرگ و صدها درگیری پراکنده دیگر رخ داد و هزاران نفر کشته شدند
بنابراین، خروج بریتانیا بعد از پایان یک مرحله از جنگ نبود، بلکه دقیقاً در اوج آن رخ داد
.
آیا در اوج جنگ داخلی، انگلیس گذاشت و رفت به همین راحتی
نه، مطمئنا مدلی از جنگ در پس ذهن انگلیس میگذشت که بابتش 28 سال مقدمه چینی کرده بود
اما چگونه جنگی
ـ.ـ.ـ.ـ.ـ.ـ.ـ.ـ.ـ.ـ.ـ.ـ.ـ.ـ.ـ.ـ.ـ.ـ
سال 1920
Haganah
یهودی ها که میدیدن انگلیسی ها تمایلی برای واگذاری زمین به عنوان کشور از خود نشان نمیدهد همان ماده ۲۵ قوانین قیمومیت، و محله های عرب نشین هم تا حدودی روی خوش نشان نمیدهند برای دفاع از شهرک های یهودی، نیروی با اسم دفاع که به عبری میشود هاگانا را پای ریزی کردن که توسط مقامات بریتانیایی غیرقانونی اعلام شد ، ولی چون این نیرو در ابتدای فعالیتش بود و چندان قوی نبود اعلام هم از طرف انگلیس چندان جدی گرفته نشد پس به کارش ادامه داد
.
سال 1936 یعنی 16 سال بعد و شروع شورش های بزرگ اعراب
در دوره زمانی (۱۹۳۶-۱۹۳۹)، اعراب فلسطین با اعتصاب عمومی و اقدامات مسلحانه، خواستار توقف مهاجرت یهودیان و فروش زمین به آنها شدند
نیروهای بریتانیایی در فلسطین به اندازه کافی برای سرکوب این شورش گسترده و همچنین حفاظت از تاسیسات حساس خود مثل خط لوله نفت عراق-حیفا و شهرکهای یهودی، نیروی انسانی و تجهیزات نداشتند
درنتیجه بریتانیا نیروی کمکی جدیدی به نام پلیس شهرکنشینان یهودی
(Jewish Settlement Police)
از توان نظامی هاگانا
(که هنوز رسماً یک سازمان غیرقانونی بود)
تأسیس کرد
.
جوخههای ویژه شبانه
(Special Night Squads)
به فرماندهی افسر مشهور بریتانیایی، اورد وینگیت
(Orde Wingate)
که یک مسیحی صهیونیست بود، با استفاده از سربازان بریتانیایی و اعضای پلیس شهرکنشینان یهودی، واحدهای زبدهای برای عملیات چریکی در شب تشکیل داد
تجربه به دست آمده در این یگانها، پایهگذار بسیاری از تاکتیکهای نظامی اسرائیل در آینده شد
در مهار این شورش ها حدود ۵,۰۰۰ عرب، ۴۰۰ یهودی و ۲۰۰ بریتانیایی طی مدت این سه سال جان خود را از دست دادند
نتیجه
در مه سال ۱۹۳۹ بریتانیا پس از شکست مذاکره با سران یهودی و عربی یک طرفه و رسما اعلام میکند فلسطین نه یک کشور یهودی است نه عربی بلکه طی ده سال به یک کشور مستقل که حکومت آن میان این دو تقسیم میشود تبدیل خواهد شد
‼️
و از آن روز به بعد محدودیت شدید مهاجرتی و خرید زمین برای یهودی ها وضع کرد
هر دو طرف درگیری ، این سند رسمی تصویب شده در پارلمان انگلستان را رد کردند و مورد قبول ندانستند
.
با هوشیاری که نگاه کنید آن موقع هر دو طرف درگیری آنچنان کوچک بودن که احتیاج به ده سال زمان نداشت
پس جریان چیست
نیت انگلستان از اول سال 1920 این بود که کل این مکان را برای خود مثل یک مستعمره حفظ کند
چیزی مثل جزیره قبرس در آن دوران
تلاش 16 ساله اش به بنبست رسیده بود ، سه سال بکش بکش هم جواب نداد
پس از سال 1939 طی یک چرخش کامل در سیاست خود و زدن زیر تمام تعهدهای بین المالی اش مثل قیومیت و قولهایش به صورت جداگانه به هر دو طرف
خواست آنجا را مثل لبنان که مسیحی مسلمان بود ، عربی یهودی کند با آن شیوه ی نفوذی خودش ، که حاکمان از اعراب بشوند بخاطر جمعیت بیشتر تا یک دولت دست نشانده ایجاد کنند
چیزی مثل کویت که ایجاد کرده بود
.
چرا حاکم عرب دست نشانده؟چون میدانست اگر حیله اش کارساز شود مثل لبنان آن موقع که کف ترازو به نفع مسیحی های طرف دار فرانسه میچرخید این جا هم کف ترازو به نفع تعداد عرب های بیشتر که از قبل گرایش دارند به بریتانیا خواهد چرخید
پس قانون های مهاجرتی و خرید زمین سخت و در عمل به ضرر یهودیان را وضع کرد
ـ.ـ.ـ.ـ.ـ.ـ.ـ.ـ.ـ.ـ.ـ.ـ.ـ.ـ.ـ.ـ.ـ.ـ
اما سوپرایز ناخوشایند برای بریتانیا
جنگ جهانی دوم
ـ.ـ.ـ.ـ.ـ.ـ.ـ.ـ.ـ.ـ.ـ.ـ.ـ.ـ.ـ.ـ.ـ.ـ
با نزدیک شدن خطر اشغال فلسطین توسط آلمان نازی در سال ۱۹۴۱، بریتانیا به دنبال یک نیروی کماندویی محلی برای جنگ نامنظم بود
پس این بار با یک اسم دیگر یعنی "پالماخ" وارد همکاری استراتژیک با همان نیروهای هاگانا شد آنها را تأمین مالی و تجهیز نمود
به آنها آموزش جنگهای چریکی، خرابکاری، تکتیراندازی و مبارزه تن به تن در پایگاههایی مثل "میشمار هاعمک" داد
واحد اطلاعاتی با نام "شای" را درون آن شکل داد تا بازوی اجرایی بریتانیا در میدان نبرد شود
واحد چتر بازی ویژه درونشان تربیت کرد
بین سالهای ۱۹۴۳ تا ۱۹۴۴، بریتانیا ۳۲ چترباز یهودی را پشت خطوط دشمن در بالکان و مجارستان فرستاد تا به اسرای جنگی کمک کرده و با نیروهای مقاومت محلی ارتباط برقرار کنند
برای این نیرو ، جاسوسان حرفه ای پرورش داد
افرادی را که به زبان عبری عربی مسلط بودند تربیت کرد تا به عنوان جاسوس در سوریه و لبنان (تحت کنترل دولت ویشی فرانسه، متحد آلمان) نفوذ کرده و عملیات شناسایی انجام دهند
در سال ۱۹۴۱، نیروهای پالماخ در اشغال لبنان و سوریه توسط متفقین، در کنار نیروهای بریتانیایی جنگیدند
.
با دور شدن خطر اشغال فلسطین توسط آلمان، دیگر نیازی به یک ارتش مستقل یهودی در زیرزمین نبود و بریتانیا کمکهای مالی و نظامی خود به آنها را قطع کرد
این همکاری استراتژیک در اواخر سال ۱۹۴۲ و پس از پیروزی متفقین در العلمین (مصر) رو به افول گذاشت
جنگ هم که تمام شد آنها به همان کار اولیه خود که
(Jewish Settlement Police)
بود برگشتند اما با تجربه تر و حرفه ای تر و مجهز تر
ـ.ـ.ـ.ـ.ـ.ـ.ـ.ـ.ـ.ـ.ـ.ـ.ـ.ـ.ـ.ـ.ـ.ـ
اما ولی اما
این تجربه ها هاگانا را برای رویارویی با خود بریتانیا در کمتر از یک دهه بعد آماده کرد
با پایان جنگ جهانی دوم و ادامه محدودیتهای مهاجرت توسط بریتانیا، پالماخ وارد فاز جدیدی شد
فاز اول
رویارویی با خود بریتانیا
.
تأسیس "جنبش مقاومت یهود" (پاییز ۱۹۴۵)
از سال ۱۹۴۵ تا ۱۹۴۷، پالماخ در کنار سایر گروهها عملیات گستردهای علیه زیرساختهای بریتانیا (مانند پلها، رادارها و ایستگاههای پلیس) انجام داد
هاگانا در این ائتلاف نقش رهبری را بر عهده داشت
.
آزادی اردوگاه عتلیت (اکتبر ۱۹۴۵)
اولین عملیات مشترک، حمله به اردوگاه مهاجران غیرقانونی "عتلیت" بود
در این عملیات، ۲۰۸ مهاجر یهودی که توسط بریتانیا بازداشت شده بودند، آزاد شدند
یک مامور پلیس بریتانیایی کشته شد
.
شب قطارها (نوامبر ۱۹۴۵)
در این عملیات گسترده، نیروهای هاگانا به ۱۵۰ نقطه از شبکه ریلی حمله کردند و به طور همزمان قطارها و ایستگاههای راهآهن را منهدم نمودند
همچنین چندین قایق گشتی بریتانیایی در بندر حیفا غرق شد
دو نیروی یهودی دو نیروی بریتانیایی و چهار غیر نظامی عرب کشته شدن
.
شب پلها (۱۶-۱۷ ژوئن ۱۹۴۶)
هدف اصلی، منهدم کردن همزمان ۱۱ پل مرزی بود که کشور را به کشورهای لبنان، سوریه، اردن و مصر متصل میکرد
با این کار، هاگانا قصد داشت مسیرهای تدارکاتی و ارتباطی نیروهای بریتانیایی را قطع کند
در این عملیات، ۸ پل منهدم و دو پل دیگر نیز آسیب جدی دیدند
چهارده یهودی و یک بریتانیایی کشته شدن
این بزرگترین عملیات جنبش مقاومت بود تا نشان دهد که هاگانا توانایی انجام حملات هماهنگ در سراسر کشور را دارد
بریتانیا از این حملات شوکه شد
اسناد محرمانه بریتانیا که بعداً منتشر شد، نشان میداد که دولت بریتانیا به این نتیجه رسیده بود که هاگانا و پالماخ تحت کنترل سیاسی مستقیم آژانس یهود
(دولت سایه یهودیان)
فعالیت میکنند
.
شنبه سیاه (۲۹ ژوئن ۱۹۴۶)
در پاسخ به عملیات "شب پلها"، بریتانیا عملیات گستردهای با نام رمز عملیات آگاتا
(Agatha)
ترتیب داد
حدود ۲,۷۰۰ یهودی دستگیر شدند و رهبران ارشد آژانس یهود به بازداشتگاه "لاترون" منتقل شدند
اسناد محرمانه زیادی کشف شد که بعداً توسط دولت بریتانیا منتشر گردید تا مشروعیت هاگانا را در افکار عمومی جهانی زیر سوال ببرد
.
انفجار هتل کینگ دیوید (۲۲ ژوئیه ۱۹۴۶) – پایان ائتلاف
شنبه سیاه ، ضربه سنگینی به هاگانا زد، اما رهبران نظامی تصمیم گرفتند جنگ را ادامه دهند
ارگون (Etzel)
بدون هماهنگی با هاگانا، عملیات انتقامجویانهای را برنامهریزی کرد
نیروهای ارگون مقدار زیادی مواد منفجره را در زیرزمین بال شمالی هتل کینگ دیوید در اورشلیم
(که دفاتر مرکزی دولت بریتانیا و فرماندهی نظامی در آن مستقر بود)
جاسازی کردند ، انفجار باعث فروریختن بخش بزرگی از هتل شد
آژانس یهود و هاگانا این عملیات را به شدت محکوم کردند ، هاگانا از ائتلاف خارج شد و حتی برای مدتی با بریتانیا همکاری کرد تا ارگون و لهی را متوقف کند
.
البته طبق اسناد جدید این عملیات واقعا جای بحث و تحلیل دارد
چون عوامل اصلی انفجار شناسایی میشوند اما هیچ وقت دستگیر نمیشوند حتی بعدها مثل مناخم بگینن نخست وزیر اسرائیل هم میشوند
سازمان ارگون مدعی بود هدف، اسناد بود نه گرفتن تلفات جانی، برای همین تلفنی گزارش داد تا تخلیه صورت بگیرد اما جدی گرفته نشد
سازمان هاگانا هم جداگانه میگوید سه بار به مقام های بریتانیایی هشدار داد ولی آنها توجه نکردن
کشتهشدگان انفجار هتل کینگ دیوید
· اتباع بریتانیایی: ۲۸ نفر. (شامل ۱۳ سرباز، ۳ پلیس و ۱۲ مقام دولتی)
· عربها: ۴۱ نفر
· یهودیها: ۱۷ نفر
· سایر ملیتها: ۵ نفر (شامل ۲ ارمنی، ۱ روس، ۱ یونانی، ۱ مصری)
از ۹۱ قربانی، تنها ۱۳ نفر سرباز و ۳ نفر پلیس بودند و بقیه کارمندان دولت، کارکنان هتل و افراد حاضر در ساختمان بودن
.
اسناد کشف شده در عملیات ، شنبه سیاه برای بریتانیا حکم مدرک جناییِ علیه هاگانا را داشت
این اسناد نشان میداد که آژانس یهود
(نهاد رسمی سیاسی یهودیان)
نهتنها از عملیات مسلحانه حمایت میکرد، بلکه رأساً آنها را هدایت و تأیید میکرد
.
اسناد کلیدی شامل موارد زیر بودند
1
دستور مستقیم بنگوریون
تلگرافی از دیوید بنگوریون
(رئیس آژانس یهود)
به فرماندهی هاگانا که دستور آغاز عملیات تهاجمی علیه دولت بریتانیا را میداد
این مدرک نشان میداد که بلندپایهترین مقام سیاسی یهودی، شخصاً جنگ با بریتانیا را مدیریت میکرده است
2
سند اتحاد نظامی
موافقتنامهای که اتحاد میان هاگانا، ارگون و لحی را در قالب جنبش مقاومت عبری رسمی میکرد
این سند، ادعای آژانس یهود مبنی بر اینکه سازمانهای تروریستی مستقل هستند را کاملاً بیاعتبار میکرد
3
مدارک عملیاتی
فیلمها و دستورات پخش رادیویی ایستگاه مخفی هاگانا که در آن اعلام میشد برای ممانعت از انتقال پایگاههای بریتانیا به فلسطین هر اقدامی انجام خواهد شد
.
هدف بریتانیا از انتشار این مدارک این بود که ثابت کند آژانس یهود ، که ظاهراً یک نهاد سیاسی و مدعی همکاری با بریتانیا بود
در پشت پرده، رهبری یک سازمان مسلح را بر عهده دارد ، این افشاگری، هاگانا را از جایگاه یک گروه شبهنظامی محلی به یک جنبش شورشیِ تحت حمایتِ یک نهاد سیاسی تنزل میداد تا بریتانیا بتواند سرکوب گسترده آنها را در افکار عمومی توجیه کند
در نهایت، این اسناد بودند که به یکی از دلایل اصلی انفجار هتل کینگ دیوید تبدیل شدند، زیرا ارگون هدف از بمبگذاری را نابودی همین پروندههای ضبطشده اعلام کرد
ـ.ـ.ـ.ـ.ـ.ـ.ـ.ـ.ـ.ـ.ـ.ـ.ـ.ـ.ـ.ـ.ـ.ـ
(فصل شکار)
ژوئیه ۱۹۴۶- مه ۱۹۴۸
از این نقطه به بعد، هاگانا به طور مستقل عمل میکرد و تمرکز خود را معطوف به مهاجرت غیرقانونی (عالیاه بت) و آمادهسازی برای جنگ با اعراب کرد
که یک نمونه معروف آن
ماجرای کشتی "اکسودوس ۱۹۴۷" (ژوئیه ۱۹۴۷)
میباشد
ـ.ـ.ـ.ـ.ـ.ـ.ـ.ـ.ـ.ـ.ـ.ـ.ـ.ـ.ـ.ـ.ـ.ـ
پس از خروج هاگانا از ائتلاف در اوت ۱۹۴۶، بریتانیا با دو گروه نظامی (ارگون و لحی) مواجه شد که با تاکتیکهای بیرحمانهتر حملات خود را تشدید کردند
تشدید حملات ارگون و لحی (۱۹۴۶ تا ۱۹۴۷)
ژوئن ۱۹۴۶ حمله به کارگاه راه آهن حیفا
گروه شبه نظامی لحی پس از منهدم کردن این کارگاه با ارتش بریتانیا مواجه شد که در آن درگیری 9تن از افراد خود را از دست داد و 18تن از افرادش دستگیر شدن
.
جنگ های فرسایشی در خیابانها
تا سپتامبر ۱۹۴۷، این گروهها بیش از ۲۰۰ حمله (عمدتاً کارگذاری مین در جادهها) انجام دادند و بیش از ۵۰۰ تلفات به نیروهای بریتانیایی وارد کردند
مینگذاریهای جادهای بهقدری مؤثر بود که روحیه ارتش بریتانیا را تخریب کرد و سربازان از ترس، از پادگانها خارج نمیشدند
.
حمله به زندان عکا (۴ مه ۱۹۴۷)
ارگون با شکستن دیوار زندان، ۴۱ زندانی یهودی را آزاد کرد. این عملیات که یک پیروزی بزرگ تبلیغاتی بود، با دستگیری و صدور حکم اعدام برای ۳ تن از اعضای ارگون همراه شد
.
اعدام دو گروهبان بریتانیایی (ژوئیه ۱۹۴۷)
زمانی که بریتانیا حکم اعدام ۳ عضو ارگون را اجرا کرد، ارگون ۲ گروهبان بریتانیایی را گروگان گرفت و آنها را اعدام کرد
این رویداد ضربه روحی شدیدی به افکار عمومی بریتانیا وارد کرد و خشم عمومی را علیه بودن در فلسطین برانگیخت
.
در مقابل این حملات، بریتانیا از چند راهکار استفاده کرد که هیچکدام موفق نبود
.
عملیات مخفیانه امبارس
(Embarrass)
برای جلوگیری از مهاجرت یهودیان، مأموران
MI6
در ایتالیا به کشتیهای حامل مهاجران غیرقانونی حمله و آنها را تخریب میکردند تا به کشتیداران هشدار دهند
این اقدامات غیربشردوستانه افشا شد و به ضد تبلیغاتی برای بریتانیا تبدیل شد
.
سرکوب نظامی و اشغال کامل
بریتانیا بخشهایی از شهرها را به مناطق نظامی بسته تبدیل کرد و سربازان را مجبور به تردد در گروههای چهارنفره کرد تا از گروگانگیری جلوگیری کنند
با این حال، این اقدامات نه تنها مؤثر نبود، بلکه فشار بر نیروها را افزایش داد
.
نقش اطلاعات
یکی از شکستهای بزرگ بریتانیا، ناتوانی در نفوذ به شبکههای اطلاعاتی یهودیان بود
در عملیات «شنبه سیاه»، بسیاری از فرماندهان هاگانا به دلیل هشدار اطلاعاتی سازمان خود، قبل از یورش فرار کردند و فقط اسناد بجا ماند
در عوض اگر بپذیریم بریتانیا سهوا هشدار بمب گذاری را در هتل جدی نگرفته این نشان میدهد دستگاه اطلاعاتی بریتانیا افتضاح عمل کرده
ـ.ـ.ـ.ـ.ـ.ـ.ـ.ـ.ـ.ـ.ـ.ـ.ـ.ـ.ـ.ـ.ـ.ـ
فروپاشی نهایی قیومیت تا خروج بریتانیا
این رویاروییها و فشار افکار عمومی، همزمان با ناتوانی در یافتن راهحل سیاسی، سرانجام باعث شد که بریتانیا در فوریه ۱۹۴۷ پرونده فلسطین را به سازمان ملل بسپارد
بر اساس قطعنامه ۱۸۱ مجمع عمومی سازمان ملل (طرح تقسیم فلسطین در ۲۹ نوامبر ۱۹۴۷)، مساحت سرزمینهای تحت قیومیت بریتانیا (غرب رود اردن) به سه بخش تقسیم میشد
دولت یهودی
حدود ۱۴,۱۰۰ تا ۱۵,۲۶۴ کیلومتر مربع (تقریباً ۵۶ تا ۵۷ درصد از مساحت کل). این منطقه شامل دشت ساحلی، جلیل شرقی، بخش عمده دشت نقب و دسترسی به دریای سرخ بود
دولت عرب
حدود ۱۱,۱۰۰ تا ۱۱,۵۹۲ کیلومتر مربع (تقریباً ۴۲ تا ۴۳ درصد از مساحت کل). این منطقه شامل جلیل غربی، کرانه باختری، نوار غزه و منطقهای در امتداد مرز مصر میشد
منطقه بینالمللی (قدس و حومه)
حدود ۱۷۶ تا ۲۰۰ کیلومتر مربع (کمتر از ۱ درصد از مساحت کل). این منطقه شامل شهرهای اورشلیم (قدس)، بیتلحم و روستاهای اطراف بود که تحت نظارت مستقیم سازمان ملل قرار میگرفت
بیشتر قضاوت کنندگان این درگیری داستان را از اینجا به بعد است که میدانند
بله
عرب ها با توجه به تعدادشان، قول قرار بریتانیا، این تقسیم را نمیذیرند
و کسی از تقسیم های قبلی چیزی نمیگوید
در مقابل یهودیان ازآن استقبال کردن و پذیرفتن حتی با توجه به اینکه بخش بزرگی از سرزمین اختصاص یافته به دولت یهودی (حدود ۶۰ درصد) را صحرای خشک و لم یزرع تشکیل میداد که در آن زمان برای کشاورزی یا توسعه شهری مناسب نبود
.
آن هویت سازی کینه یادتان هست
سازمان ملل که میداند واژه فلسطین بو دار است در قطعنامه خود از واژه "دولت" استفاده میکند تاحق نامگذاری برای کشور را تحمیل نکرده باشد
يهوديان منطقه ، روز موعود اسرائیل را انتخاب میکنند
اما اعراب منطقه همان نام مبتنی بر کینه را که بریتانیا دوباره مُد کرده بود، تا امروز یدک میکشند
ـ.ـ.ـ.ـ.ـ.ـ.ـ.ـ.ـ.ـ.ـ.ـ.ـ.ـ.ـ.ـ.ـ.ـ
فردای آن روز
آغاز جنگ داخلی (۳۰ نوامبر ۱۹۴۷)
با اعلام طرح تقسیم، خشونتها به طور رسمی با حمله به یک اتوبوس یهودی آغاز شد و به سرعت به تیراندازی و بمبگذاری در شهرهای مختلط دامن زد
اینچنین دوباره بکش بکش های صحنه آرایی شده توسط بریتانیا شروع شد البته اینبار طرف مستقیم یهودیها ، اعراب بودن
یعنی
فاز دوم -
رویارویی مستقیم تر و جدی تر با اعراب
ادامه در قست سوم ...
.
.





