دوچرخه، باغستان، دریاچه چیتگر
قبلا نوشته بودم که دوچرخه برام یه راه فراری بوده از روزمرگی و اعصاب خوردی های زندگی.. برای خیلیا انگار کلا ورزش همین حکم رو داره و معمولا اطرافیان پیشنهادشون به کسی که یکم حال خوبی نداره و دپرس طوریه میگن که ورزش کن..
خواستم بگم که کم کم دیگه این رفتار به یه بلوغی میرسه و دیگه صرفا فرار از چیزا نیست.. تبدیل میشه به یک سبک زندگی و یاد میگیریم که ازش لذت ببریم..
البته برای من چیزایی دیگه ای هم این فراره بوده مثلا دیدن بیش از حد سریال (که میدونم خیلیا بدون اینکه بدونن درگیرشن) یا بازی های کامپیوتری آنلاین که وقتی از یه حدی بیشتر باشه و شما به شکل حرفه بهش نگاه نکنین (در حدی که زندگیتونو بچرخونه و شما احساس رضایت داشته باشین ازش) و خوب منم تقریبا همهی اینارو تجربه کردم،دیدم که اونا یعنی چیزای فانتزی و بازی بعد از یه مدت فرار که هیچی خودشون باعث اضطرب و حال بد میشه..
اما چیزایی که حس واقعی تری دارن مثل دوچرخه سواری و کوهنوردی و ... اوایل احتمالا به خاطر دور شدن از سبک زندگی دیگهای شروع میشه ولی به هر حال به یه بلوغی میرسه و حس خوبی بهتون میده...
۲۷ اسفند ۱۴۰۰ - March 2022







